خانه / مناسبتنامه / ویژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)

ویژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)

(¯`•.*~.*ویژه نامه ولادت فرخنده امام جعفر صادق (ع)*.~*.•´¯)



میلاد خجسته ششمین شمس کهکشان امامت

و گل بوستان ولایت‘ صاق آل محمد ‘ موسس

مکتب فقه جعفری‘ امام جعفرصادق علیه

السلام بر شیفتگان خاندان عصمت وطهارت

علیهم السلام مبارک باد

میلاد فرخنده
نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)

کنیه: ابو عبداللّه

لقب: صادق

نام پدر: حضرت محمد بن على (ع )

نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر

تاریخ ولادت: یکشنبه ۱۷ ربیع الاول ، سال ۸۳ هجرى

مکان ولادت: مدینه

مدت عمر : ۶۵ سال

علت شهادت: مسمومیت

قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى )

زمان شهادت: یکشنبه ۲۵ شوال ، سال ۱۴۸ هجرى

مدفن مطهر: قبرستان بقیع ( مدینه )

دلا امشب سبو را پر ز می کن
حریم منزل و میخانه طی کن


به حق امشب که حق من را ندا داد
تو را نرخی فزون‌تر از طلا داد

خم از ابرویمان یکباره وا کرد
میان میکده ما را رها کرد


به جان تشنه‌ام آب سبو داد
مرا با ساقی و میخانه خو داد


درون سینه‌ام مِهری نهان کرد
که وصف حال او کی می‌توان کرد


بگفتا آید از این در نگاری
که دارد عاشقان بی‌شماری

کنون ساقی و من بر یک قراریم
خمارِ مقدمِ سبزِ نگاریم


درون میکده هر کس به دستی
قدح را پر نموده بهرِ مستی

ولی ناگه تمام هستی آمد
کمالِ لحظه‌های مستی آمد


پیاله دست من، دستش سبویی
نسیمِ عاشقی آمد چه بویی


خدایا آن که گفتی رخ عیان کرد
تمام غصه‌هایم را نهان کرد

خدایا آن که گفتی برده هوشم
فقط از دست او باده بنوشم


چرا که پیر میخانه فقط اوست
شراب عشق و پیمانه فقط اوست

قلندرگونه باید رو به او کرد
برای دیدنش صدها وضو کرد

همه، عالم شده دیوانه‌ی او
منم مستِ میِ میخانه‌‌ی او

دگر می از کفِ ساقی نگیرم
سراغی از میِ باقی نگیرم


چرا؟ چون نوش کردم با حقایق
تمامِ عمر از صهبای صادق

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام

زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلی الله علیه و آله).
با سخنانى حکیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار مى‏آمد و … بنده شایسته پروردگار.

در سال‎هاى سیاهى که ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریک کرده بود و در سال‎هایى تیره‏تر، که حکومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.

او خورشید مدینه دین و دانش بود.

در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى که خورشید وجودش از افق مکتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.

او آبیارى نهال حق کرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق ‏اندیشه‏ها تابان شد.

دین به نام او زنده گشت.

درخت علم، در بوستان کلامش رویید و به برگ و بار نشست.

گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

کتاب فقه، با «الفباى صادقى‏» نگاشته گشت.

وقتى چشمه فضل و فقه و علم و کمال او مى‏جوشید، حسودان و عنودان؛ ‏زبان به طعن مى‏گشودند و تیغ دشمنى بر مى‏کشیدند و پاى خصومت پیش ‏مى‏گذاشتند.

ولى… کدام دانشور را مى‏توان شناخت و نام برد که از گنج دانش‏ حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟

و کدام معلم را مى‏توان یافت که به اندازه او، تربیت‏یافته در مکتب عترت داشته باشد؟

حوزه‏هاى علمیه،نقش شاگردى او رابه سر درهاى خویش نوشته‏اند.

فقیهان دین مدار، خوشه‎چین حدیث و حکمت صادقى‏اند.

آن چهار هزار گوش حکمت نیوش، که از زبان این حجت ‏خدا حدیث ‏مى‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم که به گفتن و نوشتن و ثبت ‏و نشر حقایق دین از زبان او مى‏پرداختند، هر کدام منشورى بودند که آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‏هاى بشرى مى‏تاباندند و آن ‏معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى‏» حضرتش، بر فرش‏ کتاب‎ها و دفترها فرود مى‏آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حکمت‏آموز محضرش!

آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از کوى معارف او گذشته، در پهنه ‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‏کردند و «قال الصادق‏» گویان، کام تشنگان معرفت را عطرآگین مى‏ساختند.

عصرى بود که بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‎هاى مختلف به‏ تحریف چهره آیین محمدى(صلی الله علیه و آله) مى‏پرداختند.

امام صادق علیه السلام بود که خورشیدگون مى‏تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‏زدود.

درود بر سلسله نورانى راویان احادیث؛

آنان که حلقه‏اى از «تعبد» و «اطاعت‏» بر گردن داشتند و بر گرد «آل الله‏»، پروانه‎وار مى‏چرخیدند و خوشه‎چین محضر آن انوار تابناک مى‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این کوثر ناب ‏و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها،مؤمن طاق‏ها ، جمیل بن دراج‏ها، ابو بصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمار ساباطى‏ها، جابر بن حیان‏ها، مفضل‏ها، صفوان‏ها و … صدها ستاره فروزان، هر یک در فروغ‎گسترى ‏مکتب امام صادق(علیه السلام)، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.

سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!
باده نوشانى بودند از این ساغر کوثرگون!

آنان، کام دل را با حلاوت «مکتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، که عمل هم ‏مى‏آموختند و نه تنها دانش، که عصاره دین را از زبان او مى‏گرفتند.

امروز، بام و در کشور ما، «صادقیه‏» است.
اینک، در کشور امام صادق(علیه السلام)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام، سارى ‏و جارى است.
امروز، هر جا که شیعه‏اى است، جعفرى است.
و هر جا که حوزه‏اى است، صادقى است! …


زندگی سراسر نور امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال ۸۰ هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود.

اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى، ولادت آن حضرت در سال ۸۳ هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال ۸۰ هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در ۲۵ شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال ۱۴۸ هجرى روى داده است.

با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را ۶۸ یا ۶۵ سال گفت که از این مقدار ۱۲ سال و چند روزى و یا ۱۵ سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و ۱۹ سال با پدرش و ۳۴ سال پس از پدرش زیسته است .

که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضایل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسیار است که به اقتصار از آنها یاد مى‏کنیم.

فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که:

«بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.»

از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت:

«ما رأیت افقه من جعفر بن محمد»
یعنی:
«از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.»

و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیه شریفه:

کل شیء هالک الا وجهه،

یعنی:

«هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،»

فرمود:

«نحن الوجه الذی یوتی الله منهم»

یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.»

بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

سعه صدر امام صادق (ع)

مفضل یکی از بزرگان شیعه است و کتاب او موسوم به توحید مفضل، کتابی است در اثبات صانع وصفات او. درباره امام می گوید:

«در مسجد نشسته بودم و ابن ابی العوجا با اطرافیانش کلمات کفر آمیز می گفتند. نتوانستم صبر کنم و به آنها پرخاش کردم.

ابن ابی العوجا گفت: ای مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستی، روش او چنین نیست.

ما با او مذاکره می کنیم و او با کمال صبر و بردباری، با کمال عقل و فطانت به حرفها گوش می کند که گویا مجاب شده است، و بعداً حرفها را یکی پس از دیگری رد و باطل می کند.»

در خاتمه قضیه ای از ابی بصیر که خود معجزه است نقل می کنیم. ابی بصیر می گوید یک نفر گناهکار که ما از گناه او به تنگ آمده بودیم همسایه ما بود و هرچه به او نصیحت می کردیم اثر نمی کرد.

در سفری که می خواستم به مدینه بروم پیش من آمد و گفت:

«ابا بصیر انا رجل مبتلی وانت المعافی.»

یعنی: من مردمی مبتلا به گناهم و ترک آن برایم مشکل است. تو به خودت نگاه نکن که از شیطان رهانیده شده ای، حال مرا به امام صادق بگو شاید آن حضرت برایم فکری کند.

من قضیه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترک کنی من بهشت را برایت ضامن می شوم. ابی بصیر می گوید: چون برگشتم آن مرد به دیدنم آمد.

من سلام امام صادق و پیغام او را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزی نگذشته بود که به دیدنش رفتم و او را در حال مرگ دیدم. چشم باز کرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا کرد.

سال بعد در مدینه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابا بصیر، ما به ضمانت خود عمل کردیم.»

ـ نظیر این قضیه را باز ابی بصیر نقل می کند و آن چنین است: «یکی از عمّال بنی امیه را خدمت امام صادق بردم که توبه کند.

حضرت گله کرد و فرمود: «اگر مردم در اطراف بنی امیه گرد نیامده بودند، آنان نمی توانستند حق ما را غصب کنند.» سپس فرمودند:

«هرچه بگویم انجام می دهی؟ آن مرد لحظه ای صبر کرد و قبول کرد که آنچه امام صادق می گوید انجام دهد.

حضرت فرمودند: همه اموالت را صدقه بده، من هم ضامن بهشت می شوم.»

ابی بصیر می گوید: چند روزی نگذشته بود که دخترش را دنبال من فرستاد. چون رفتم، دیدم آنچه داشته صدقه داده است بطوری که پیراهنی هم به تن ندارد.

پیراهنی برای او تهیه کردم و چند روزی نگذشت که وقتی در حال مرگ بود به بالین او رفتم، به من گفت: امام صادق به وعده خود عمل کرد. دوباره خدمت امام صادق (ع) رسیدم و هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابا بصیر ما به وعده خود وفا کردیم.»

این قطره ای از دریای فضایل امام صادق است، و ما اگر بطور اجمال درباره امام صادق چیزی بگوییم، آنرا می گوییم که خود امام صادق (ع) فرموده است. جهنی می گوید:

«ما در مدینه درباره فضایل اهل بیت صحبت می کردیم و شبهه ربوبیت برای ما جلو آمد. امام صادق (ع) را ملاقات نمودیم. حضرت فرمودند این فکر خرافی چه وقت به نظر شما رسید؟ همانا برای ما پروردگاری است که همیشه حافظ ما است و ما او را عبادت می کنیم. شما می توانید هرچه می خواهید درباره ما بگویید مشروط بر اینکه ما را مخلوق خداوند متعال بدانید.»

این جمله از بسیاری از ائمه طاهرین علیهم السلام نقل شده است. باید بدانیم که ائمه طاهرین ممکن الوجود، بنده مخلوق، و فقر صرف هستند و استقلالی از خود ندارند. استقلال، وجوب، وجود، ربوبیت، خلق، و غنا مختص ذات ربوبی است. ولی آنان واسطه فیض این عالم، مظهر صفات خداوند، عالم بما سوی الله و دارای همه صفات کمال می باشند.

و به گفته امیرالمؤمنین (ع):

نزلونا عن الربوبیه وقولوا فینا ماشئتم.

ما را خدا نگویید و هرچه می خواهید درباره ما بگویید.

صبر امام صادق (ع)

اسماعیل که پسر بزرگ امام صادق بود از دنیا رفت. امام صادق (ع) با کمال خوشرویی از مردمی که برای تعزیت آمده بودند پذیرایی فرمود، به قدری که مورد تعجّب شد.
از حضرت در این مورد سؤال نمودند.
آن بزرگوار فرمودند باید تسلیم امر خداوند بود.
و در مصیبت دیگری فرمودند:
«ما اهلبیت قبل از مصیبت فعالیت خود را انجام می دهیم
ولی چون مصیبت آمد راضی و تسلیم تقدیر الهی هستیم.»

حلم امام صادق (ع)

نقل نموده اند که امام صادق (ع) غلامش را دنبال کاری فرستاد
و چون غلام دیر کرد،
خود حضرت به دنبال آن کار رفت
و در وسط راه دید غلام خفته است.
حضرت او را باد زد» تا بیدار شد پس به او فرمود:
خوب است شبها بخوابی و روزها کار کنی.

فرمایشات امام صادق(ع)

«اگر به کسی احسان نمودی مبادا آن نیکوکاری را با منّت بسیار و به رخ کشیدن تباه سازی».

«از ستیزه جویی بپرهیز، زیرا عملت را از بین می برد.»

«بسیار دعا کنید! چون خداوند، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند، دوست دارد.»

سه چیز محبت آور است

۱ ـ دین داری
۲ ـ فروتنی
۳ ـ بخشش.

«سه خصلت قدر و منزلت فرد را پایین می آورد:

۱ ـ حسادت ۲ ـ سخن چینی ۳ ـ سبک مغزی (نادانی).»

«اگر خواهان احترامی نرمخو باش و اگر خواهان اهانتی تندخو باش.»

«هیچ جهلی زیانبارتر از خودپسندی نیست.»

«سودمندترین چیزها برای آدمی توجه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است.»

«فرد مؤمن در سرای دنیا بیگانه و غریب است، نه از خواری آن بیتابی کند و نه در کسب عِزتش با دنیاپرستان رقابت نماید.»

امام صادق(ع) در جواب این سؤال که راه آسودگی کجاست؟ فرمود:

«در مخالفت هوا و هوس».

راه رفتن با شتاب و عجله از بین برنده وقار مؤمن است.»


همچنین ببینید

معرفی کتاب من زنده ام

انتشار به مناسبت سالروز بارگشت آزادگان به میهن وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *