خانه / مناسبتنامه / درسوگ خورشید {ویژه نامه شهادت امام علی النقی}

درسوگ خورشید {ویژه نامه شهادت امام علی النقی}

Click for larger version
درسوگ خورشید {ویژه نامه شهادت امام علی النقی الهادی(ع) و پيامک تسليت شهادت علي النقي، امام هادي(ع) و گالري تصاوير باموضوع شهادت امام هادي(ع)

Click for larger version
درسوگ خورشید

ویژه نامه شهادت جانگداز دهمین پیشوای شیعیان جهان

امام مظلوم، اقا علی النقی، حضرت امام هادی علیه السلام

// Click for larger version

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر قطره ای باید چشید


قطره ای از دریای معرفت کلام امام


قال الامام الباقر علیه السلام

اَلمِراءُ یفْسِدُ الصَّداقَهَ القَدِیمَهَ وَ یحِلِّلُ العُقْدَهَ الوَثیقَهَ
وَ اَقَلُّ ما فیه اَنْ تَکُونَ فیها الْمُغالَبَهُُ وَ الْمُغالَبَهُ اُسُّ اَسْبابِ القَطِیعَهِ؛

جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوند اعتماد را می‌گشاید
و کمترین چیزی که در آن است، غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.

بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۹

// Click for larger version


خلاصه ای از زندگانی حضرت امام هادی علیه السلام


«امام ابوالحسن على النقى الهادى» عليه السلام پيشواى دهم شيعيان، در نيمه ذيحجه سال ۲۱۲ هجرى در اطراف مدينه در محلى به نام «صريا» به دنيا آمد(۱).

پدرش پيشواى نهم، امام جواد عليه السلام و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است كه كنيزى با فضيلت و تقوا بود (۲).

مشهورترين القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نيز مى ‏گويند (۳).

امام هادى عليه السلام در سال ۲۲۰ هجرى پس از شهادت پدر گراميش برمسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود.

مدت امامت آن بزرگوار ۳۳ سال و عمر شريفش ۴۱ سال و چند ماه بود و در سال ۲۵۴ در شهر سامراء به شهادت رسيد.


اوضاع سياسى، اجتماعى عصر امام

اين دوره از خلافت عباسى ويژگيهاى دارد كه آن را از ديگر دوره‏ها جدا مى‏ سازد ذيلاً به برخى از اين ويژگيها اشاره مى ‏كنيم:

۱ – زوال هيبت و عظمت خلافت: خلافت، چه در دوره اموى و چه در دوره عباسى، براى خود هيبت و جلالى داشت، ولى در اين دوره بر اثر تسلط تركان و بردگان بر دستگاه خلافت، عظمت آن از بين رفت و خلافت همچون گويى به دست اين عناصر افتاد كه آن را به هر طرف مى‏ خواستند پرتاب مى ‏كردند، و خليفه عملاً يك مقام تشريفاتى بود، ولى در عين حال هر موقع خطرى از جانب مخالفان احساس مى‏شد خلفا و اطرافيان و عموم كارمندان دستگاه خلافت، در سركوبى آن خطر نظر واحدى داشتند.

۲ – خوش گذرانى و هوسرانى درباريان: خلفاى عباسى در اين دوره به خاطر خلائی كه بر دستگاه خلافت حكومت مى‏كرد، به شب نشينى و خوش گذرانى و ميگسارى مى‏ پرداختند و دربار خلافت غرق در فساد و گناه بود. صفحات تاريخ اخبار شب نشينيهاى افسانه‏اى آنان را ضبط نموده است.

۳ – گسترش ظلم و بيدادگرى و خودكامگى: ظلم و جور و نيز غارت بيت المال و صرف آن در عياشيها و خوشگذرانيها جان مردم را به لب آورده بود.

۴ – گسترش نهضتهاى علوى: در اين مقطع از تاريخ، كوشش دولت عباسى بر اين بود كه با ايجاد نفرت در جلامعه نسبت به علويان، آنها را تارو مارو سازد. هر موقع كوچكترين شبحى از نهضت علويان مشاهده مى‏ شود، برنامه سركوبى بى رحمانه آنان آغاز مى ‏گشت، و علت شدت عمل نيز اين بود كه دستگاه خلافت با تمام اختناق و كنترلى كه برقرار ساخته بود، خود را متزلزل و ناپايدار مى‏ ديد و از اين نوع نهضتها سخت بيمناك بود.

شيوه علويان در اين مقطع زمانى اين بود كه از كسى نامى نبرند و مردم را به رهبرى «شخص برگزيده‏اى از آل محمد» دعوت كنند، زيرا سران نهضت مى ‏ديدند كه امامان معصوم آنان، در قلب پادگان نظامى «سامراء» تحت مراقبت و مواظبت مى ‏باشند و دعوت به شخص معين مايه قطع رشته حيات او مى ‏گردد.

اين نهضتها و انقلابها بازتاب گسترش ظلم و فشار بر جامعه اسلامى در آن عصر بود و نسبت مستقيمى با ميزان فشار و اختناق داشت، به عنوان نمونه در دوران حكومت «منتصر» كه تا حدى به خاندان نبوت و امامت علاقه‏مند بود و در زمان او كسى متعرض شيعيان و خاندان علوى نمى‏شد، قيامى صورت نگرفت.

تواريخ، تنها در فاصله سال ۲۱۹ تا ۲۷۰ قمرى، تعداد ۱۸ قيام ضبط كرده‏ اند. اين قيامها نوعاً با شكست روبرو شده و توسط حكومت عباسى سركوب مى ‏گشتند.

علل شكست قيامها

علل شكست اين نهضتها و قيامها را از يك سو بايد در ضعف رهبرى و فرماندهى اين نهضتها جستجو كرد و از طرف ديگر در طرفداران و ياران اين رهبران: رهبران نهضتها نوعاً داراى برنامه صحيح و كاملى نبودند و نابسامانيهايى در كار آنها وجود داشت و از طرف ديگر قيام آنها صدر در صد رنگ اسلامى نداشت و از اين جهت معمولاً مورد تاءييد امامان زمان خود قرار نمى ‏گرفتند.

البته گروهى از ياران و طرفداران اين قيامها مردمى مخلص و شيعيان واقعى بودند كه تا سر حد مرگ براى اهداف عالى اسلامى مى‏ جنگيدند، ولى تعداد اين دسته كم بود و غالب مبارزين كسانى بودند كه اهداف اسلامى روشنى نداشتند، بلكه در اثر ظلم و ستمى كه بر آنان وارد مى‏شد، ناراحت شده و در صدد تغيير اوضاع برآمده بودند.

اين گروه، در صورت احساس شكست و يا احتمال مرگ، رهبر خود را تنها گذاشته از اطراف او پراكنده مى ‏شدند.

چنانكه اشاره شد، اگر بسيارى از اين انقلابها مورد تاييد امامان قرار نمى‏ گرفت، يا به اين دليل بود كه صد در صد اسلامى نبودند و در اهداف آنها و رهبران آنها انحرافهايى مشاهده مى ‏شد و يا طراحى و برنامه ريزى آنها طورى بود كه شكست آنها قابل پيش بينى بود، و لذا اگر امام آشكارا آنها را تاييد مى‏ كرد، در صورت شكست قيام، اساس تشيع و امامت و هسته اصلى نيروهاى شيعه در معرض خطر قرار مى ‏گرفت.

عرض تسلیت

زمین آغوش گشوده است تا بار دیگر انسان پاکی از سلاله خاندان پیامبر(ص) را در خود جای دهد و او را به حیاتی برتر از این دنیای دون و در کنار اولیا و انبیا نوید دهد. شهادت جانگداز آن امام همام، امام علی‏النقی(ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت می‏گوییم.

درسهای ارزشمند وآموزنده
.۱يكى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه عليه به نام اسحاق بن ابراهيم حكايت كند:
روزىبه محضر مبارك آن حضرت شرفياب شدم ، شخصى را ديدم كه در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است كه مبتلا به سردرد شديدى گشته امام عليه السلام فرمود: ظرفى رابا مقدارى آب بردار و اين آيه شريفه قرآن را بر آن بخوان:
أ وَلَمْ يَرَالَّذينَ كَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيٍ حَيُّ أ فَلا يُؤْمِنُونَ.(۵۵)
و سپس آن را بياشام ، كه انشاءاللّه سردردبرطرف خواهد شد.(۵۶)
حضور داشتند، چنين فرمود: اسم اعظم خداوندمتعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد كه آصف بن برخيا – وصىّ حضرت سليمان عليهالسلام – يك حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمين برايش كوچك شد، به طورى كه توانست در كمتر از يك لحظه عرش بلقيس را نزد حضرت سليمان عليه السلام آورد.
وليكن نزد ما اهل بيت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و يك حرف آن نزدخداوند متعال محفوظ مى باشد.(۵۷)
.۳ هنگامى كه خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام عطا نمود، عدّه اىاز اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنيت و تبريك گويند.وقتى بر حضرت وارد شدند، اورا شادمان و مسرور نيافتند؛ علّت را جويا شدند؟امام عليه السلام فرمود: به نوزاد اميدى ندارم ، چون كه او عدّه بسيارى را گمراه مى گرداند.پس پيش گوئی حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق يافت و اين نوزاد همان جعفر كذّاب شد.(۵۸)
.۴ ابوهاشم جعفرى حكايت كند:روزى در محضرشريف امام هادى عليه السلام شرفياب شدم ، كودكى وارد شد و شاخه گلى را تقديم آنحضرت كرد.امام عليه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئيد و بر چشم خود نهاد وبوسيد؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :هر كه شاخه گلى را ببويد وبر چشم خويش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نمايد؛ و نيز بسيارى از خطاها و لغزش هايش رامورد عفو قرار مى دهد.(۵۹)
.۵ يكى از اهالى كوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى عليه السلام شرفياب شد و اظهار داشت يا ابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگينى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام.
امام هادى عليهالسلام فرمود: همين جا بِايست تا چاره اى بينديشم .پس از گذشت لحظاتى ، مقدارسى هزار دينار از طرف متوكّل – خليفه عبّاسى – براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه عليه آن پول ها را از مامور متوكّل گرفت و بى درنگ و بدون آن كه محاسبه نمايد، تمامى آن سى هزار دينار را تحويل آن شخص كوفى داد.پس آن مرد كوفى مقدارده هزار دينار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: ياابن رسول اللّه ! من بيش از ده هزار دينار نياز ندارم ، چون به همان مقدار بدهكار هستم و براى من همين مقدار كافى است ولى امام عليه السلام از پس گرفتن آن بيست هزار دينار خوددارى و امتناعنمود.لذا آن مرد كوفى تمامى آن هديه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند كه چهكسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر كوفه شد.(۶۰)
پی نوشت ها:

۵۵- سوره انبياء: آيه ۳۰٫
۵۶- بحارالا نوار: ج ۹۲، ص ۵۱، ح ۷٫
۵۷- بحارالا نوار: ج ۲۷، ص ۲۶، ح ۳٫
۵۸- عيون المعجزات : ص ۱۳۵٫
۵۹- كافى : ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵، حلية الا برار: ج ۵، ص ۳۷، ح ۳٫
۶۰- ينابيع المودّة : ج ۳، ص ۱۲۸٫

دل را شراره غم تو پُرشرار كرد
داغ تو قلب خسته دلان داغدار كرد

اى سرو بوستان ولا از غم تو چرخ
جارى ز ديده اشك چو ابر بهار كرد

با كشتن تو قاتلت اى هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار كرد

هرگز نديده ديده تاريخ تاكنون
چون قاتل تو كو ستم بى شمار كرد

دشمن فكند گوشه زندان ز راه كين
هر كس ز مهر، دوستيت اختيار كرد

رويش سياه باد كه آن خصم بدمنش
روز زمانه تيره تر از شام تار كرد

در ماتم تو چاك گريبان خويش را
فرزند داغدار تو با حال زار كرد

بر تربت تو مادر پهلو شكسته اتاشك
از بصر چو گوهر غلطان نثار كرد

اى شمع برفروخته عشق، اهل دل
طوف حريم پاك تو پروانه وار كرد

باشد گداى خاك نشينت كسى كه او
خود را مقيم درگهت اى شهريار كرد

هركس غلام كوى تو گرديد بى گمان
بر صاحبان تاج و نگين افتخار كرد

از لطف خويش «حافظى» دل شكسته را
يزدان به سفره كرمت ريزه خوار كرد

(محسن حافظى)


امام هادى علیه‏السلام و غلوکنندگان

در هر دین و مذهب و نحله‏اى، ممكن است كسانى یافت شوند كه در بعضى از آموزه‏ها یا اصول آن، جانب گزافه‏گویى و مبالغه را بگیرند و درباره شخصیتهاى دینى دچار غلو گردند
.
متأسفانه در میان شیعیان ـ و یا به اسم شیعه ـ گروهى بودند كه دچار چنین انحرافى شدند. آنان گروهى بودند كه نسبت به ائمه طاهرین علیهم‏السلام غلوّ مى‏ كردند و حتى بعضى براى آن حضرات قائل به مقام الوهیت بودند. وجود این عده در زمان امام هادى (علیه‏السلام) پیشینه تاریخى داشت و به دورانهاى قبل از ایشان و حتى به دوران وجود مبارك امیرمؤمنان، على (علیه‏السلام) باز مى‏گشت
.
امام زین العابدین (علیه‏السلام) این چنین از غلات تبرّى مى‏جوید و مى‏فرماید: «إنَّ قَوْما مِنْ شیعَتِنا سَیُحِبُّونا حَتّى یَقُولُوا فینا ما قالَتِ الْیَهُودُ فى عُزَیْرٍ وَ قالَتِ النَّصارى فى عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ؛ فَلا هُمْ مِنّا وَلا نَحْنُ مِنْهُمْ؛۱

عده‏اى از شیعیان ما به صورتى به ما دوستى خواهند ورزید كه در مورد ما همان چیزى را مى‏گویند كه یهود در مورد عزیر و نصارى در مورد عیسى بن مریم گفتند. نه آنان از ما هستند و نه ما از آنان هستیم

ائمه اطهار (علیهم‏السلام) همواره به فراخور شرایط با این عده به مبارزه مى‏پرداختند و با گرفتن موضع قاطع در قبال این طرز فكر تا حدّ ممكن نمى ‏گذاشتند كه این عده با انتساب خود به شیعه آنان را بدنام كنند.
از امام سجاد (علیه‌السلام) روایت شده است كه فرمودند:

«أَحِبُّونا حُبَّ الاِْسْلامِ فَوَالله‏ِ ما زالَ بِنا ما تَقُولُونَ حَتّى بَغَّضْتُمُونا إلَى النّاسِ؛۲

ما را آن چنان دوست بدارید كه اسلام گفته است. سوگند به خدا! پیوسته چیزهایى را در مورد ما مى‏ گویید كه در نتیجه آن، دشمنى مردم را متوجه ما مى ‏سازید

در اینجا باید متذكر شد كه تفكّر غلوّآمیز به صورتهاى مختلفى ممكن است محقق شود. مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار چنین مى ‏گوید: «غلو در مورد نبىّ و امامان به این است كه كسى قائل به الوهیت آنان شود، یا این كه قائل به شریك بودن آنان با خداوند باشد، در این كه مورد عبادت واقع شوند یا این كه آنان در خلق كردن یا روزى دادن با خدا شریك هستند،
یا این كه خداوند در آنان حلول كرده است، یا با آنان یكى شده است، یا این كه كسى قائل باشد كه اینان، بدون وحى یا الهام از جانب خدا، عالم به غیب هستند، یا این كه ائمه (علیهم‏السلام) را انبیا بدانند، یا قائل به تناسخ ارواح بعضى از ائمه در بعضى دیگر باشند، یا قائل به این كه شناخت آنان، انسان را از تمامى طاعات بى ‏نیاز مى ‏كند و با شناخت و معرفت آنان تكلیفى نیست و نیازى به ترك معاصى نمى‏ باشد.»۳

// Click for larger version



همان‏طور كه ملاحظه مى‏شود، اعتقاد به یكى از این امور، غلوّ است و معتقد به آن غالى به حساب مى‏آید. سپس ایشان مى‏فرماید: «اگر كسى قائل به یكى از این انواع غلوّ باشد، ملحد و كافر است، از دین خارج شده است؛ همان‏طور كه دلیلهاى عقلى و آیات و اخبار پیشین و غیر آنها بر این مسئله دلالت دارد.»۴

امام هادى (علیه‏السلام) نیز با توجه به وجود این عده و فعالیت آنان و وجود شخصیتهایى در رأس آنان، سكوت در مقابل این گروه گمراه و گمراه‏كننده را جایز ندانست و به صورتى قاطع و صریح به مبارزه با آنان پرداخت.
سران این گروه منحرف و خطرناك، كسانى چون: على بن حسكه قمى، قاسم یقطینى، حسن بن محمد بن باباى قمى، محمد بن نُصیر فهرى و فارس بن حاكم بودند
احمد بن محمد بن عیسى و ابراهیم بن شیبه، هر یك جداگانه نامه‏اى به امام هادى علیه‏السلام نوشته در ضمن آن اشاره به طرز فكر و عقیده غلات در زمان خود مى‏كنند و بعضى از آن معتقدات را بیان كرده و نیز اشاره به دو شخصیت از غالیان زمان خود، على بن حسكه و قاسم یقطینى نموده، از امام كسب نظر و تكلیف مى ‏نمایند.


امام صریحا در جواب مى‏نویسد: «لَیْسَ هذا دینُنا فَاعْتَزِلْهُ؛۶ چنین چیزى از دین ما نیست، لذا از آن دورى جو!» و در جایى امام هادى (علیه‏السلام) این دو شخص را صریحا لعن مى‏كند.
محمد بن عیسى مى‏گوید: امام هادى (علیه‏السلام) نامه‏اى به من نوشت كه شروع آن چنین بود: «لَعَنَ الله‏ُ الْقاسِمَ الْیَقْطینى وَ لَعَنَ الله‏ عَلِىَّ بْنَ حَسْكَةِ الْقُمىّ، اِنَّ شَیْطانا تَرائى لِلْقاسِمِ فَیُوحى اِلَیْهِ زُخْرُفَ الْقَولِ غُرُورا؛۷ خداوند قاسم یقطینى و على بن حسكه قمى را لعنت كند! شیطانى در برابر قاسم نمایان مى‏گردد و با القاى سخنان باطلِ به ظاهر آراسته او را مى‏فریبد.»


نصر بن صبّاح گوید: حسن بن محمد كه معروف است به ابن بابا و محمد بن نصیر نمیرى و فارس بن حاتم قزوینى را امام عسكرى (علیه‏السلام) مورد لعن قرار داده است.۸
حتى طبق آنچه كه به ما رسیده است، مسئله تقابل امام هادى (علیه‏السلام) فراتر از دورى جستن و بیزارى و لعن آنان است و گاه دستور قتل بعضى از آنان را صادر نموده است.
محمد بن عیسى مى‏گوید: «إنَّ اَبَا الحَسَنِ العَسْكَرِى علیه‏السلام أمَر بِقَتلِ فارِسِ بْنِ حاتم القَزْوینىّ وَضَمِنَ لِمَنْ قَتَلَهُ الجَنَّةَ فَقَتَلَهُ جُنَیْدٌ؛۹ امام هادى (علیه‏السلام) به كشتن فارس بن حاتم قزوینى امر فرمود و براى كسى كه او را بكشد بهشت را ضمانت كرد و جنید او را به قتل رسانید

۱- اختیار معرفة الرجال، طوسى، تصحیح و تعلیق حسن مصطفوى، ص۱۰۲٫
۲- الطبقات الكبرى، ابن سعد، دار صادر، ج۵، ص۲۱۴٫
۳- بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۴۶٫
۴- همان.
۵- پیشوایى، سیره پیشوایان، ص۶۰۳٫
۶- اختیار معرفة الرجال (رجال كشى)، صص۵۱۸ ـ ۵۱۶٫
۷- همان، ص۵۱۸٫
۸- همان، ص۵۲۰٫
۹- همان، ص۵۲۴٫


// Click for larger version



// Click for larger version
شهادت مظلومانه دهمين اختر آسمان امامت و ولايت
مشعل فروزان هدايت،‌ يا رو راهنماي امت، کتاب
علم و زهد و حکمت، ابن الجواد، حضرت امام علي نقي،

امام هادي سلام الله عليه بر شيعيان تسليت باد

// Click for larger version

اي واي دوباره شام غربت سر زد
چاووش عزا به خانه دل در زد

درشهرجفا مرد صفا تنها شد
چهارم علي از ديارفاني پر زد

// Click for larger version

دل را شراره غم تو پر شرار کرد
داغ تو قلب خسته‌دلان، داغدار کرد

با کشتن تو قاتلت ای هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار کرد

// Click for larger version
یا هادی المضلـّین، كز مردم ضلال
جسمت در التهاب و روانت در التهاب

تو آفتاب عالمی و از افول تو
افتاده است در همه ذرات انقلاب


در مجلس مظلومیّت مردِ غریب
بنگر که دلم میان غمخانه گم است

این ناله ز ماتمِ امامِ هادی ست
معصوم دوازدهم امامِ دهم است

// Click for larger version
پور امام نهم، خسرو مير دهم
آن كه زمين را مدير، بود و زمان را مدار

آه كه از ظلم و كين، و ز ستم ملحدين
بر دل آن دل غمين، زهر ستم زد شرار

ظلم گروه جهول ، كرده حزين و ملول
جمله آل رسول ، داد از اين روزگار

سوم ماه رجب ، چون كه بشد آشكار
شيعه بيا زين زمان ز ديدگان خون ببار

شهادت مظلومانه امام هادي (ع)تسليت باد
// Click for larger version
لو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وسیعاً لَسَلَکْتُ وادِی رَجُلٍ عَبَدَ اللهَ وَحْدَهُ خالصاً؛
اگر مردم به راه‌های گوناگون روند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می‌پرستد، خواهم رفت.
همان، ج۶۷، ص۱۱۲.

شهادت مظلومانه امام هادي (ع)تسليت باد
// Click for larger version

غمى كه عسگرى از ياد آن فغان دارد
” امام هادى و بزم شراب يا اللَّه”
به غير عسگرى از ماتمش نمى‏گريد

كه هست صاحب غم آن جناب يا اللَّه


تو شاه یكّه سواران دشت توحیدی
اگر پیاده روان در ركاب الحادی
ز سوز زهر و بلاهای دهر جان تو سوخت
كه بر طریقه آباء و رسم اجدادی

Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version


Click for larger version

Click for larger version

Click for larger version

همچنین ببینید

معرفی کتاب من زنده ام

انتشار به مناسبت سالروز بارگشت آزادگان به میهن وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *