خانه / مشاوره و پرسش و پاسخ / پاسخی به یک دلنوشته در مورد ارتباط دختر و پسر

پاسخی به یک دلنوشته در مورد ارتباط دختر و پسر

سوال:

بسیار دور از هم قد کشیده‌ایم . هر یک بر فراز صخره‌ای بلند و دره‌ای عمیق؛ میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد. جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوشش‌های متفاوت مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله‌ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسه‌ی دخترانه و تو را پسرانه .دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیف‌های دور از هم . نیمکت‌های خانم‌ها و آقایان. با درها و راهروها و ورودی‌ها و خروجی‌های خواهران و برادران جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله‌ها و در حرم و امامزاده با نرده‌ها و در دریاو ساحل با پارچه‌های برزنتی

آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی‌ای برای من؛ و من شدم عقده‌ی جنسی سرکوب شده‌ای برای تو تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان، از زور ناداني و بیماری و عقده‌های جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم … و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی‌ات کند و نگاه حریص‌ات مانتو ام را بدرد جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده‌ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم وبعد هم با هزاران عقده‌ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاه‌مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه‌های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی و من باید تقاص همه‌ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره‌ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می‌شود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار می‌گردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور بهتان بر نخورد… ـ آخر سالیان سال است که در همه جای دنیا، فقط مستراح‌ها را زنانه و مردانه کرده‌اند

 

واما پاسخ مشاور سامانه عفت:
با سلام خدمت شما بزرگوار و گرامي!

کلمات قطعه قطعه شده!!!


در دلـم بـود کـه بـي دوسـت نباشم هرگـز
چه توان کرد که سعي من و دل باطل بود[۱]

۱٫ اگر بپذيريم که مرد و زن جدا از هم ناقص بوده و با يکديگر کامل مي شوند و از اين جهت مي توان قبول کرد که نيمه گم شده يکديگرند؛ چون جبران نواقص و به کامل شدن خويش را در طرف مقابل مي بيند، به سوي او گرايش پيدا کرده، گاهي دلبسته و عاشق وي مي شود و وقتي بين خود و او ديواري مي بيند که او را جدا کرده و نمي تواند به راحتي با وي ارتباط برقرار نمايد، با ناراحتي تمام از زمين و زمان و هر چه محدوديت – از دين و ديندار- مي يابد شکوه دارد.

بشنو از ني چون حکايت مي کند از جدايي ها شکايت مي کند
از نيستان چون مرا ببريــده انـد از نفيرم مرد و زن ناليده اند[۲]

اينجاست که منطق، صبر و عقل را به يک سونهاده، و چه بسا “غم عشق بيابون پرورش” مي کند.

غـم عشقت بـيـابـون پرورم کـرد

هـواي وصـل بي بـال و پـرم کرد[۳]به مو گفتي صبوري کن صبوري

صبوري طُرفه خاکي برسرم کرد

و هنر خويش را غم عشق قرار مي دهد؛

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

برو ای خواجۀ عافل هنري بهتر از اين![۴]

۲٫ غافل از اين که هر دو طرف فريب خورده و عشق طرف را با عشقِ ازل به اشتباه گرفته است.

در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد

عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد [۵]

انسان بايد به دنبال آب باشد و اين نياز تشنگي را با آن برطرف سازد، ولي نبايد دليسته و شيداي آب گردد؛ برطرف ساختن نياز با آب، يک بحث، و عشق ورزي به آب بحث ديگراست. !!! خداوند غيور است هرکس غير از او را عاشق گردد، نااميدش خواهد ساخت و يا از همان عشق خويش دل زده خواهد شد!!! در حدیثی آمده جبرئيل عليه السّلام بر پيمبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به او فرمود: مرا پند ده، اى جبرئيل، پس جبرئيل گفت: يا محمّد، … هر كه‏ را خواهى‏ دوست بدار، كه سرانجام از او جدا خواهى شد[۶]امّا دين عزيز ما !
دين اسلام هرگز مخالف بهم رسيدن زن و مرد و جدايي آنها از يکديگر نيست؛ بلکه خود شديدترين مشوّق پيوند آنهاست ؛ پیامبر اسلام مي فرمايد: هر هر كس‏ ازدواج‏ كند نيمى از دين خويش را نگاه داشته است، پس بايد در حفظ نيمه ديگر آن تقوى پيشه كند».[۷] و فرمود: در اسلام كاخى كه در نزد خدا محبوبتر از ازدواج باشد بر افراشته نشده[۸] و روايات فروان ديگر حکايت از به هم رسيدن اين دو جزء دارد تا در کنار هم آرامش يابند.
امّا اين به هم رسيدن مي بايست به چه شيوه اي باشد؟ اگر به صورت هرکه هرکي باشد، نه تنها آدمي به کمال نمي رسد، بلکه در جامعه هرج و مرج حاکم بوده و اضطراب، جاي آرامش را خواهد گرفت؛ بي بند و باري ها حکايت از همين سردگمي دارد، آيا خانواده هايي که روابط آزاد داشتند، به آرامش رسيده اند؟!!!!!!!!!

ني ني دل آرامش مخوان،

کز دل ببرد آرام را

اگر در جامعه زنان و دختران خود را – بدون هیچ ضوابط و شرائط و بدون هیچ محدودیتی- به مردان و پسران عرضه نمايند وهیچ حریمی برای محرم و نامحرم قائل نشویم، مردان بدون هيچ مسئوليتي از زنان سوء استفاده کرده و زیر بار مسئولیت و به دنبال ازدواج نخواهند رفت و در جواب این که : به جای این روابط ، چرا ازدواج نمی کنی ؟ خواهند گفت: ” وقتی همیشه و دم دست شیر تازه هست، خریدن گاو برای چه؟!” و وقتی هم که از قيافه افتادند، به سراغ کسي ديگري خواهند رفت؛ اگر قانون الهي – ناشي از خدا باوري- حاکم نباشد، تعهدي هم نخواهد بود.
پس بايد اين روابط در چارچوبي قرار گير و چه روشي بهتر از شيوه حسنه ازدواج که عقل و شرع به آن حکم مي کند.
البته در اين ميان نقش کج فهمان از دين را نبايد به حساب دين گذاشت.اسلام با بسياري از اين سخت گيري ها و مانع تراشي ها که در عرف جامعه باب شده مخالف است؛ در اسلام براي رسيدن زن مرد به يکديگر، هيچ نياز به مسکن و ماشين و يا مهريه سرسام آوري نيست؛ نيازي به جشن ها و اسراف کاري هاي کمر شکن نيست؛ همين که دو نفر يکديگر را پسنديدند و صيغه عقد جاري کردند، حتي ضرورتي به حضور فرد سوّمي – هر چند به عنوان شاهد ازدواج هم – نيست.اينها و هزاران مسائل امثال اينها موانعي است که ما خود به پاي خود تنيده ايم.


من اين حـروف نوشتم چنان که غيــر نداست
تو هم ز روي محبت چنان بخوان که تو داني


[۱] . دیوان حافظ؛ ص ۲۴۹٫
[۲] . مثنوی مولوی؛ منتخب اشعار؛ ص ۱۳۹٫
[۳] . دوبیتی های بابا طاهر؛ رباعی ۴۶٫
[۴] . دیوان حافظ؛ ص ۴۸۵٫
[۵] . دیوان حافظ؛ ص۱۸۱٫
[۶] . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِجَبْرَئِيلَ عِظْنِي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ وَ أَحْبِبْ‏ مَا شِئْتَ‏ فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مُلَاقِيه‏.الخصال؛ ج‏۱؛ص : ۷
[۷] . الحياة / ترجمه احمد آرام؛ ج‏۶؛ ص ۴۴۴٫
[۸] . / مكارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى؛ ج‏۱؛ ۳۷۳؛ فصل اول(در رغبت به ازدواج)

همچنین ببینید

کارگاه تربیت مربی کودک رشد

با حضور اساتید مطرح کشوری ویژه فعالین فرهنگی و علاقمندان به کار با کودک   ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *