خانه / مناسبتنامه / ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع)

ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع)

شهادت مظلومانه کریم اهل بیت ؛ غریب مدینه ؛

حضرت امام حسن مجبتی علیه السلام بر شیفتگان
خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت باد

۩^۩ درسوگ مولای کریمان{ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع)} ۩^۩

قال الامام حسن بن علی علیه السلام

اَلتَّقوى‏ بابُ کُلِّ تَوبَهٍ ورَأسُ کُلِّ حِکمَهٍ وشَرَفُ کُلِّ عَمَل

امام حسن علیه السلام فرمودند:

تقوا ، باب هر توبه و سرآمد هر حکمت ، و مایه‏ شرافت هر کارى ‏است

بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۱۰

آه از مـصیـبـت حـَـسـن و حـال مـضـطـرش
اَحـشــای پــاره پــاره و، قــلــب مــکــدرش

آن دردها کـه در دل غـمگین نهفتـه داشـت
و آن زهــرهـا کـه در جـگــر افـروخـت آذرش

آن طـعـنـه‌ها کـه خورد ز دشمـن به زندگی
و آن تـیـرهـا کــه زد پـس مـردن بـه پـیکرش

یـک لـحظه ساغرش نشد از خون دل تهی
بــعــد شـهـــادت پـــــدر و فـــوت مــــادرش

الله اکـبـر از لــب آبـــی کــه نـیــمــه شـب
نـوشــیــد و سـر زد از جــگــر الله اکــبــرش

ز الـمـاس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیـم
یـاقـوت کرد جـَزع و چـو بــیـجـاده، گـوهـرش

آهـی کـشید و طشت طلب کرد و خون دل
در طـشت ریــخـت نـزد ستـمدیده خواهرش

زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید
گـویـی بـه خـاطـر آمـد از آن طـشت دیگـرش

چـنـدان کـشیده آه کــه آتـش گـرفـت چـرخ
چندان گریست خون که گذشت آب از سرش

“ادیب الممالک فراهانی”امیری


آخر، غربت هم اندازه‏ای دارد،
صبر هم حدی دارد،
غم هم…
آه! چه بگویم از غم‏های بی‏کران تو ای پیشوای غریب!؟

گفتم: غریب؟ چه کنم که حروف، غیر از این توانی برای بیان حال تو ندارد؛
وگرنه کجا با یک کلمه می‏شود به عمق غربت تو رسید؟

حال تو را چه کسی جز خدای تو می‏داند؟
تو حتی در میان اهل خانه خود غریب بودی
و نگاه غمگینت را حتی از همسرت می‏پوشاندی.

دلت شده بود خانه دردهای نگفتنی.
جز به خواهرت، به چه کسی می‏توانستی اعتماد کنی؛
آن‏گاه که ظرف طلب کردی برای فوران درد این سال‏ها؟

سال‏ها بود زهر در کام داشتی و دم برنمی‏آوردی.
سال‏ها بود به هر بهانه‏ای راه خانه مخفی مادر را پیش می‏گرفتی
و زائر شبانه ‏اش بودی، دردت را به خاک او که نمی‏گفتی،
دیگر چه کسی می‏توانست مرهم زخم‏هایت باشد؟

سال‏ها بود حتی برای زیارت مزار جدت
باید از ازدحام نگاه‏های مرموز و پرکینه‏ ای عبور می‏کردی
و خود می‏دانستی معنی آن نگاه‏ها را.

سال‏ها بود پشت صبر را به خاک رسانده بودی
و طاقت برایت شده بود لهجه هر مصیبتی.

با این حال، هر که از هر کجا بی‏نصیب می‏ماند،
راه خانه تو احاطه ‏اش می‏کرد و ناگاه،
خود را جلوی دروازه کرامت تو می‏دید
و بی ‏پروا طلب می‏کرد حاجتش را.

آخر می‏دانست کریمی و به این صفت از همه به جدت شبیه ‏تری؛
حتی چهره نورانی‏ات، همه را مسافر روزهای خوش مدینه با رسول می‏کرد.

از کوچه که می‏گذشتی، هر کس به بهانه ‏ای در مسیر راهت می‏ایستاد
تا لحظه ‏ای، جلوه‏ای از بهشت را در سیمای ملکوتی تو ببیند
و تو با آن لبخند ب ی‏ریا و مهربانت به او سلام کنی؛
درست مثل جد بزرگوارت.

با این همه، تو در شهر خودت هم غریب بودی
و در خانه ‏ات و در میان دوستان.

حالا چگونه می‏شود این همه غربت را
با یک کلمه تصویر کرد؟!

امام مظلوم و غریب ما،
یا حسن مجتبی علیه‏ السلام !

سلام برتو و بر صبروکرامتت
سلام برتو ای غریب تر از غریب
بابی انت و امی ونفسی لک الفداء
یا کریم آل طاها


همچنین ببینید

معرفی کتاب من زنده ام

انتشار به مناسبت سالروز بارگشت آزادگان به میهن وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *