خانه / مشاوره و پرسش و پاسخ / روش های تبلیغی نو در زمینه حجاب و عفاف

روش های تبلیغی نو در زمینه حجاب و عفاف

سوال: بنده مسوول کانون عفاف وحجاب در مرکز دانشگاهیمون هستم همان طور که مطلعید تبلیغ این امر خطیر به روش سنتی بخصوص در محیط های دانشگاهی بازخورد شایسته ای ندارد. بنده با توجه به اهمیت این موضوع به دنبال راهی برای افزایش توجه دانشجویان   و روش تبلیغی نو در این راستا هستم و به تجربه شما خیلی نیاز دارم.چطور و  چگونه این کار را انجام بدهم و شیوه های جدید برای تبلیغ درست و تاثیرگذار چیست؟

پاسخ:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

تهيه کننده
نصرت الله شمس اللهي

مربيان و اصول تربيتي (۱)
مقدمه
هر اقدامي که انسان مي خواهد انجام دهد چه در زندگي شخصي و چه در بعد اجتماعي و سازماني براي اينکه به نتيجه مطلوب برسد لازم است انسان نسبت به آن اقدام معرفت و شناخت داشته باشد و از آنجا که ما در يک مرکز آموزش پاسداري خدمت مي کنيم لازم است نسبت به مأموريت و شيوه هاي و اصول انجام آن شناخت داشته باشيم.
علي (ع) مي فرمايد:« مَا مِن حَرَکَهٍ إلَّا وَ أنتَ مُحتَاجٌ فِيهَا إلَي مَعرِفَه»
قال صادق (ع):« العامل علي غيره بصيرهٍ کسائر علي غير طريقٍ فلا تزيدُه سرعَهُ السير الا بعداً »
مي خواهيم چه کنيم؟
رسالت مرکز آموزشي سپاه پاسداران پاسدار پروري است مي خواهيم مجاهد تربيت کنيم از وروديها صفي بسازيم کانهم بنيان مرصوص .
پاسدار کيست؟
۱٫    کسي است که در حقانيت خود هيچگونه ترديدي ندارد.
۲٫    بدونه دلهره وارد صحنه مبارزه مي شود.
۳٫    به هيچ وجه صحنه مبارزه را ترک نمي کند.
۴٫    پاسدار کسي است که معتقد است در صحنه مبارزه نه تنها هيچ ضرري متوجه او نيست بلکه به تعبير قرآن به احدي الحسنيين مي رسد.
۵٫    شهادت منتهي آرزوي او است.
نامه ۶۲  نهج البلاغه گوياي موارد فوق است.« إِنِّي وَ اللَّهِ لَوْ لَقِيتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ إِنِّي مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ وَ الْهُدَى الَّذِي أَنَا عَلَيْهِ لَعَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ نَفْسِي وَ يَقِينٍ مِنْ رَبِّي وَ إِنِّي إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ [لِحُسْنِ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاج ‏»
در اين نامه حضرت رمز بي باکي خود و عدم توجه به کثرت دشمن را دو چيز ذکر نموده است.
يکي يقين به حقانيت خويش و بطلان دشمن دوم شوق به شهادت و ملاقات خداوند سبحان آن حضرت نه تنها از مرگ نمي ترسد بلکه آن را در معرکه جنگ با دشمنان مشتاقانه به آغوش مي کشد.
•    چگونه مي خوهيم راه را طي کنيم؟
•    چه مدت زمان در اختيار داريم؟
•    با چه کساني مي خواهيم راه را برويم؟
اينها سوالهايي است که بايد مورد توجه مديران و مربيان قرار گيرد.
•    بار اصلي را چه کسي بايد بکشد؟
بار اصلي به دوش مربيان است همه مديران بايد تلاش کنند تا مربي بدون دغدغه به کار تربيت بپردازد.
•    کار مربي چيست؟
حرکت دادن متربي از آنچه هست به سوي آنچه بايد بشود- متربي وقتي وارد مي شود چه هست وقتي خارج مي شود چه بايد شده باشد.
•    آيا لازمه اين تحول تخريب « هست » است؟
خير حرکت دادن است جهت را عوض کردن است ما مي خواهيم از جوان متديني که وارد مرکز
مي شود.يک انقلابي فداکار بسازيم که بدون دغدغه وارد صحنه مبارزه شود و شجاعانه در سخت ترين شرائط با انگيزه الهي مقاومت کند.
•    فايده کار مربي چيست؟
۱٫    ايجاد زمينه براي تداوم انقلاب اسلامي تا ظهور دولت يار
۲٫    حفظ عزت و اقتدار ديني
۳٫    گرفتن جرأت و جسارت از دشمن ( و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه)
۴٫    اعتلاي کلمه لا اله الا الله
•    فرق مدرس و مربي؟
کار مدرس آموزش است و کار مربي پرورش ، مربي کار الهي مي کند او از متربي خود مجاهدي مي پرورد که ثمره تلاش او تداوم حيات سياسي دين است.

مربي و شيوه هاي تربيتي
مربي در راستاي ماموريت خويش بايد با شيوه هاي تربيتي آشنا باشد، شيوه ها را مي توان به دو دسته کلي تقسيم کرد يکي شيوه هاي رشد افزا و ديگري شيوه هاي آسيب زا و مربي بايد مراقب باشد از نوع دوم پرهيز کند.
مربیان و اصول تربیتی (۲)
تربيت يک علم است که از آغاز تا پايان آن يک فرايند خاصي دارد و کساني که رسالت تربيتي دارند بايد ارکان مباني اهداف و ثمرات را بدانند و ما در اين جلسه در صدد بيان اين مطالب هستيم.
ارکان تربيت
تربيت داراي سه رکن است که هر کدام از آنها نباشد تربيت محقق نخواهد شد و آن سه عبارتند از : مربي ، متربي و محتوا که با توجه به اهداف تربيت بايد قابليت لازم را داشته باشند و چون هدف اصلي مراکز آموزشي سپاه پاسدار پروري  و تربيت مجاهد است بايد مسئولان امر بين ارکان و هدف هماهنگي ايجاد کنند لازم است مربيان مرتب در کارگاههاي ويژه ارتقاء يابند گزينش صلاحيت اوليه داوطلبان را براي پاسداري احراز نمايد و متن و محتوا از غناي لازم برخوردار باشد.
مباني تربيت
مباني تربيت در هر جامعه اي بر اساس جهان بيني آن جامعه تعريف مي شود و از آنجا که ما در نظام اسلامي قرار داريم و اين نظام مبتني بر جهان بيني توحيدي  و ارزشهاي الهي پايه گذاري شده است بايد تربيت بر اساس مباني ديني باشد لذا براي تربيت دو مبنا ذکر مي کنيم يکي شريعت است و ديگري قانون که در نظام ديني قانون نيز برخاسته از شريعت است و بايد انطباق کامل با آن داشته باشدکه در جمهوري اسلامي وظيفه شوراي نگهبان بررسي مصوبات مجلس و احراز انطباق آنها با شريعت است و به همين جهت است که امام خميني (ره) مي فرمايند:« تخلف از قانون جرم و گناه است»
اضلاع شريعت
شريعت يک مجموعه سه ضلعي است که عبارتند از: عقائد، اخلاق و فقه ( احکام عملي) و هر کدام از اينها نقشي ويژه در تربيت دارند به همين جهت مربي بايد شناختي تفصيلي از شريعت داشته باشد و نقش هر بخش را در تربيت بداند و بکار بگيريد اما سوال اين است که چگونه به اين معرفت دست يافت؟ بخشي از اين مهم وظيفه سازمان است.
سازمان بايد زمينه رشد و تعالي مربيان خود را فراهم نمايد و مرتب آنها را تغذيه فکري کند اما بخش اعظم کار وظيفه خود مربي است او بايد اراده رشد فکري داشته باشد و با جهت دهي اوغات خويش در دو موضوع ديني و تخصصي پژوهش نمايد.
نقش عقائد
مربي بايد الگوي خدا شناسي، خداخواهي، خدا محوري و آخرت گرايي باشد و متربي را از گرايشهاي مادي به گرايشهاي معنوي و آخرت گرايي منتقل کند و اين نمي شود مگر خودش به اين حد از کمال رسيده باشد، مربي پاسدار بايد باور کند در صحنه مبارزه نه تنها هيچ ضرري متوجه او نخواهد بود بلکه در اين ميدان به تعبير قرآن به « احدي الحسنيين» مي رسد.
نقش اخلاق
گر چه رعايت قانون يک ضرورت غير قابل انکار است اما قانون فقط نظم ظاهري ايجاد مي کند، اما ما خواهان تعالي فردي و سازماني هستيم و مربي بايد توجه داشته باشد که همه تعالي فردي، خانوادگي، سازماني و اجتماعي در گرو التزام عملي به اخلاق کريمه است، در اهميت اخلاق همين بس که حشر انسان بر اساس خلقيات است ، اگر خلق انساني بود انسان محشور مي شويم، نتيجه اينکه بايد نقش اخلاق بيشتر از نقش قانون باشد.
نقش فقه
قال رسول الله (ص) « لکل شيءٍ دعامَهٌ دعامَهُ هذا الدين الفقه » هر چيزي تکيه گاهي دارد و تکيه گاه اسلام فقه است. فقه در تمام ابعاد زندگي چه فردي و غير آن تاثير گذار است فرد متدين، خانواده اسلامي ، جامعه اسلامي و حکومت اسلامي حکومت فقه محور است و فرق جامعه مسلمان با جامعه اسلامي در همين است که اگر فقه رعايت نشود جامعه مسلمان هست اما اسلامي نيست و همچنين است در ساير موارد ، ما به چند مورد از مسائل فقهي در حوزه تربيت اشاره مي کنيم.
۱٫    اهانت به متربي حرام است.
۲٫    نقض کرامت متربي حرام است.
۳٫    طعن و تمسخر متربي حرام است.
۴٫    همه را بخاطر يک نفر تنبيه کردن ظلم است.
۵٫    بدون آمادگي به کلاس رفتن تضييع حقوق است.
اهداف تربيت
همانطور که گفته شد هدف کلي مراکز آموزشي پاسدار پروري و تربيت مجاهد است. سپاه پاسداران يک نهاد جهادي است و متربيانرا بايد براي حضور در صحنه هاي حماسه و ايثار تربيت کند، اما اگر بخواهيم آن هدف کلي را تجزيه کنيم بايد گفت ما از تربيت سه هدف داريم:
۱٫    هدف ابتدايي: حراست از جمهوري اسلامي و دفع تهديد هاي داخلي و خارجي
۲٫    هدف مياني: مديريت جنبشهاي جهان اسلام و برافراشته نگهداشتن پرچم در کنار ساير پرچمها تا ظهور امام عصر(عج) . توجه به اين نکته مهم است که قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران پرچمي به نام اسلام بلند نبوده و جهان اسلام مقهور اراده دو ابر قدرت شرق و غرب بودند امام خميني(ره) پرچم را بلند کرد و بايد اين پرچم همچنان برافراشته بماند. سپاه علمدار اين ميدان است، که امام فرمودند: پيش به سوي فتح سنگر به سنگر قله هاي قدرت ، پيش به سوي اتحاد جماهير اسلامي با دولتهاي مستقل .
۳٫    هدف نهايي: ايجاد زمينه براي حکومت جهاني مهدوي و تاثير گذاري در حماسه بزرگ ظهور است.
مربیان و اصول تربیتی (۳)
تربيت همانگونه كه داراي اركان و مباني است اصولي هم دارد كه مهمترين و نخستين وظيفه مربي و مديران حوزه‏ها تربيتي شناخت مباني و اصول برگرفته از آن و جريان دادن آنها در بستر تربيت است.
منظور از« اصول » مجموعه بايدها و نبايدهاي برخاسته از مباني است كه بايد سرلوحه كار مربي و مديران مجموعه‏هاي تربيتي قرار بگيرد و ما در اين بحث به بررسي برخي اصول مي‏پردازيم.
اصل اول:خودتربيتي
قرآن مي‏فرمايد: اي انسان تو خود مقدم بر هر كس و هر چيز هستي خود را درياب.
« يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسكُمْ لا يَضرُّكُم مَّن ضلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏» مائده ۱۰۵
« عليكم» در ادبيات عرب اسم فعل است، اسم فعل كلمه‏اي است كه گر چه فعل نيست اما معني و كارکرد فعل را دارد يعني فاعل و مفعول مي‏گيرد،«عليكم» معني امري دارد يعني«الزموا انفسكم» خود را دريابيد.
دريافت خود به چيست؟
۱-مديريت خويش براساس«ما انزل الله» قبل از هر چيز بايد تلاش كنيم خود را با ما انزل الله تطبيق دهيم، بشويم يك انسان مطلوب قرآني، انسان به مقدار انطباق خود با ما انزل الله كسب نور مي‏كند و چنين فردي در هر كجا قرار بگيرد به مقدار نور خويش روشنايي بخش است، انسان بي‏بهره از ما انزل الله در«ظلمات» قرار دارد، چنين انساني اگر در موضع مربي‏گري قرار بگيرد نمي‏تواند منشأ خير و تربيت باشد چون او مصداق
« ذات نايافته از هستي بخش » است.
ويژگي انسان قرآني چيست؟
انسان قرآني كسي است كه رذائل اخلاقي را از خود دور نموده و مزين به فضائل اخلاقي مانند پرستشگري، آخرت‏گرايي، زهد و تواضع شده است.
۲-اقدام جدي براي تهذيب
تهذيب از شرائط اصلي براي«فلاح» است كه خداوند بعد از يازده سوگند در سوره«شمس» فرمودند: قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاها  كه اين بزرگترين سوگند قرآن است.
حقيقت تهذيب چيست؟
حقيقت تهذيب آن ست كه انسان عيوب نفساني خود را كشف نمايد و براي زدودن آن اقدام كند.
ابعاد تهذيب
الف: تهذيب عقيده از كفر و شرك، اولين گام تهذيب آن است كه انسان هر گونه كفر و شرك را از عقيده خود پاك نموده و به توحيد ناب در ابعاد مختلف توحيد در ربوبيت، توحيد در ذات، توحيد در صفات و ساير موارد برسد و نگاهي ابراهيمي به حضرت حق جل و علي پيدا كند، در نگاه ابراهيمي خدا همه كاره عالم است حتي منشأ خنده و گريه ما هم او است كه فرمودند: وَ أَنَّهُ هُوَ أَضحَك وَ أَبْكَى‏ نجم ۴۳؛ و يا فرمودند: هُوَ يُطعِمُنى وَ يَسقِينِ(۷۹)وَ إِذَا مَرِضت فَهُوَ يَشفِينِ‏ شعراء ۸۰
چرا ابراهيم(ع) بيماري را به خود نسبت داد و فرمود:«اذا مرضتُ »؟ چون در عالم تكوين هيچ شري از خدا صادر نمي‏شود و در تشعريع هم سيئات و شرور مكروه خداوند است و منشأ اصابت سيئات و رنجها عمل كرد انسان است( تسنبم، ج ۱۹ ص ۵۷۴ ) فرمودند: مَا أَصابَك مِنْ حَسنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ  وَ مَا أَصابَك مِن سيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِك‏ نساء ۷۹
ب: تهذيب دل از رذائل، بايد دل را از پليديها«تخليه» نمود و بيماريهايي مثل؛ حرص،‌ حسد، بخل و كينه را زدود و فضائل را جايگزين كرد.
ج: تهذيب عمل از ريا، انساني كه در حوزه انديشه به اينجا رسيد كه خدا همه كاره عالم است و از غير او همانگونه كه علي(ع) در مناجات شعبانيه مي‏فرمايد: سود و زياني متوجه كسي نخواهد شد كه فرمودند:« بيدك لا بيد غيرك زيادتي و نقصي و نفعي و ضرّي » عمل خود را خالصاً لوجه الله انجام مي‏دهد و از«ريا» كه شرك خفي است پرهيز مي‏كند بنابراين ريا نشانه ضعف باوري و نقصان در توحيد است.
د: تهذيب لقمه از حرام، لقمه حرام مانند آب بر آتش است نور، حرارت، نشاط و شور بندگي را خاموش مي‏كند و انسان را در سراشيبي سقوط قرار مي‏دهد، لقمه حرام مانع استجابت دعا است و انسان را نسبت به حق بي‏خيال و يا حتي به مقابله مي‏كشاند، اگر چنين فردي در موضع تربيتي قرار بگيرد ديگران را هم با خود به سراشيبي مي‏كشاند.
آيه دوم
يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا قُوا أَنفُسكمْ وَ أَهْلِيكمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاس وَ الحِْجَارَةُ عَلَيهَا مَلَئكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ‏ « اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ كنيد: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند و آنچه را كه مأمورند انجام مى‏دهند.» تحريم ۶
چگونه خود را از آتش حفظ كنيم؟
از طريق عمل به واجبات و ترك محرمات خانواده را چگونه از آتش نجات دهيم؟ بعد از نزول اين آيه شخصي همين سوال را از پيامبر گرامي پرسيدند آنحضرت فرمودند:«از طريق امر به معروف و نهي از منكر» يكي از وظائف پدر آشنا كردن اهل خانه با تكاليف و حلال وحرام خداوند است كه از جمله تكاليف نماز است كه رسماً از ما خواسته‏اند اهل خانه را به نماز امر كنيم كه خطاب رسول الله(ص) فرمودند: وَ أْمُرْ أَهْلَك بِالصلَوةِ وَ اصطبرْ عَلَيهَا« و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش.» طه، ۱۳۲؛ و اين امر به نماز بايد از دوران طفوليت آغاز شود.
آيه سوم
 يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُون‏@ كبرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ‏ «َاى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد؟» صف۲  اين آيه توبيخ شديد مومناني است كه بين گفتار و كردار آنان تفاوت است.
مرحوم علامه طباطبائي مي‏فرمايد: اين افراد گرفتار نفاق عملي هستند.« مقت » به معني بغض شديد است و چون با كلمه«كَبُرَ» آمده تاكيد بر شدت غضب خداوند است و نشانه شدت خشم خداوند از كساني است كه گرفتار دوگانگي گفتار و رفتار هستند، اين افراد اگر در موضع مربي قرار بگيرند فكر مي‏كنيد چه چيزي مي‏پروراند و در قيامت بهره او چيست؟
علاوه بر آيات روايات فراواني هم بر موضوع ضرورت خود تربيتي دلالت دارد كه به چند نمونه اشاره مي‏كنيم.
روايت اول:
علي(ع): أَفْضَلُ الْأَدَبِ مَا بَدَأْتَ بِهِ نَفْسَك‏                                                            شرح غرر الحكم، ج ۲ ص ۴۲۲
روايت دوم:
علي(ع): « مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم‏»              نهج البلاغه، حكمت ۷۳
روايت سوم:
امام صادق(ع): « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ- إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَه‏»                                                                    اصول كافي، ج ۱، ص ۲۶۶٫
نكته مهم در اين روايت آن است كه خداوند چهل سال پيامبر را تحت تعليم و تربيت خود قرار مي‏دهد و پس از آنكه پيامبر مودب به ادب الهي مي‏شود مسئوليت به او واگذار مي‏شود،‌ همه كساني كه مي‏خواهند در جايگاه تربيتي قرار بگيرند اولا باید برای مربی گری گزینش شوند ثانیاً لازم است قبل از واگذاري بار مسوليت به آنان تحت تربيت قرار بگيرند، با اهداف و شيوه‏هاي تربيتي آشنا شوند، در غير اينصورت سازمان به اهداف خاص خود نخواهد رسيد.

چه كسي مسئول تربيت ما است؟
تربيت داراي دو بعد نظري و عملي است در جهت نظري مي‏توانند ديگران با طرح مباحث تربيتي بينش ايجاد نمايند و زمينه ساز حركت شوند اما در بعد عملي اين خود فرد است كه بايد رفتن به سوي كمال را اراده نموده و حركت كند و به« تخليه» و «تحليه» بپردازد، چون کسي به عمق دل ما راه ندارد تا بتواند تخليه و تحليه را انجام دهد و ما را پاک کند. علي (ع) در اين رابطه مي‏فرمايد: « أَيُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوْا [عَنْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ تَأْدِيبَهَا وَ اعْدِلُوا بِهَا عَنْ [ضِرَايَةِ ضَرَاوَةِ عَادَاتِهَا» (نهج البلاغه حكمت ۳۵۹)
چگونه مي‏توانيم خود را ادب كنيم؟
بعد از آنكه فهميد به انسان مطلوب قرآن چه ويژگيهاي دارد خرج رفتن به آن سمت فقط يك اراده است كه امام كاظم(ع) مي‏فرمايند: قد علمتُ اَنَّ افضل زاد الراحل اليك عزم ارادۀ يحتارك بها. مفاتيح الجنان، اعمال ماه رجب
فايده تربيت فرد چيست؟
۱-رسيدن به آنچه بايد بود از آنچه هستيم، انسان حيوان ناطق است بايد عبد سالك شود تا به مقام قرب و خليفه الهي برسد.
۲-خروج از حيات حيواني به حيات طيبه:« مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِّن ذَكرٍ أَوْ أُنثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طيِّبَةً » سوره نحل آيه ۹۷
۳-صلاحيت يافتن براي ورود به رحمت بي انتهاي الهي

همچنین ببینید

معرفی کتاب من زنده ام

انتشار به مناسبت سالروز بارگشت آزادگان به میهن وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها ...

یک نظر

  1. تو زمینه ای که فعالیت میکنید جزو
    بهترین سایت ها هستید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *