خانه / از منظر اجتماعی روانی تاریخی / از منظر اجتماعی / اگر رضاخان توانست با چماق چادر را بردارد ما هم مي توانيم…

اگر رضاخان توانست با چماق چادر را بردارد ما هم مي توانيم…

عده اي بر اين عقيده اند که در کارهاي فرهنگي نبايد سخت گيري باشد و گاهي نيز گفته مي شود اگر رضاخان توانست با چماق چادر را بردارد ما هم مي توانيم با زور حجاب را فراگير نماييم!! آيا پاسخي بر اين اشکال وجود دارد؟

در پاسخ به اين اشکال بيان چند نکته ضروري است:

الف. خداوند حکيم رعايت بسياري از احکام اجتماعي دين را براي عموم جامعه اسلامي،  اجباري نموده است و براي برخي از آنها جريمه نيز قرارداده است. مثلاً براي کسي که حرمت ماه رمضان و روزه داران را رعايت نکند و در ملاء عام چيزي بخورد حدي قرار داده است تا تنبيه  شود چرا که در غير اين صورت قبح روزه خواري شکسته و روزه داري بر افراد ضعيف الاراده سنگيني کرده موجب خلل در صبر همراهي آنان مي گردد. لزوم احترام به ماه مبارک،  يک امر تربيتي است اما با حکم فقهي، جنبه حقوقي و قانوني يافته و حاکميت را موظف به برخورد قاطع با حرمت شکنان مي نمايد. بسياري از مسائل اجتماعي دين اين گونه است يعني تربيتي و اخلاقي بودن آن منافاتي با الزام فقهي ندارد بلکه تا اين الزام نباشد آن هدف تربيتي دين به فرهنگ عمومي تبديل نخواهد شد. بنابراين الزامات قانوني و حتي قراردادن جريمه براي برخي گناهان از سوي حاکميت چند فايده در پي دارد:

۱٫ موجب تقويت باورهاي توده مردم مي گردد چرا که اقناع انديشه مردم تابع عوامل محيطي و رفتار حکّام است. و همچنين موجب تقويت اراده عمومي در انجام تکاليف ديني  است زيرا همراهي حاکمان و خواص در عملِ به احکام موجب سهولتِ پايبنديِ عوام خواهد شد. توده مردم، دين خود را از دينداري حاکمان زمان خود مي آموزند و در تقيد به احکام نيز تابع فرمانروايان خويش هستند.

[ مقام معظم رهبري: واقعاً «النّاس على دين ملوکهم». ملوک در اين جا به معنى پادشاهان نيست که بگوييم ما پادشاه نداريم؛ نه، ملوک شماها هستيد؛ النّاس على دين ماها. در يکى از تاريخ ها خواندم زمانى که وليد بن عبدالملک خليفه شده بود، چون خيلى اهل جمع کردن ثروت و جواهرات و اشياء قيمتى بود، مردم کوچه و بازار وقتى به همديگر مى رسيدند، مکالماتشان از اين قبيل بود: آقا! فلان لباس را آوردند، شما خريديد؟ آقا! فلان نگين را فلان کس آورده، شما خريديد؟ يعنى مردم همه اش راجع به خريد و فروش وسايل و اشياء زينتى و امثال اينها حرف مى زدند. بعد از وليد، سليمان بن عبدالملک خليفه شد. او اهل ساختمان سازى بود و به کاخ سازى و ساختمان سازى خيلى عشق مى ورزيد. اين مورخ مى گويد مردم حتّى وقتى براى نماز به مسجد مى آمدند، يکى مى گفت: آقا! شما کار ساختمانىِ منزلتان را تمام کرديد؟ ديگرى مى گفت: آقا! شما فلان خانه يا زمين را خريديد؟ ديگرى مى گفت: آقا! شما آن دو اتاق را اضافه کرديد؟ حرفهايشان همه از اين قبيل بود. بعد از اين دو نفر، عمربن عبدالعزيز آمد. او اهل عبادت بود. مورخ مى گويد مردمِ کوچه و بازار وقتى به هم مى رسيدند، يکى مى گفت: آقا! راستى شما ديروز دعاى ماه رجب را خوانديد؟ ديگرى مى گفت: آن دو رکعت نماز را خوانديد؟ بنابراين رفتار ماها يک تأثير قهرى در رفتار مردم دارد. ساده زيستى بسيار چيز خوبى است.]

۲٫ جلوي هنجارشکنيِ افراد جسور، هواپرست و بي ايمان را مي گيرد. زيرا به هر حال در هر زمان و مکاني عده اي هستند که زير بار احکام شرع نمي روند و با هيچ منطقي نيز جذب نمي شوند و اگر قوه قهريه و برخورد قانوني نباشد اين افراد، بقيه را نيز به کار خود تشويق نموده و ارزش ها را به تمسخر خواهند گرفت.

۳٫ قانون گذاري و تعريف جريمه علاوه بر فرهنگ سازي، قوت قلبي است براي کساني که قصد امر به معروف و نهي از منکر دارند. اگر حکومت ديني در قوانين خود هيچ جرمي براي ناهنجاري ها و منکرات تعريف نکند و عملاً بي تفاوت باشد حناي مؤمنين نيز در نهي از منکر، رنگي نخواهد داشت. به عبارت ديگر اگر کارگزار و مأمور دولت نسبت به ارزش هاي ديني بي تفاوت باشد زبان هنجارشکنان بر ناهيان منکر دراز خواهد شد و از نفوذ کلام مؤمنين کاسته خواهد شد.

ب. الزام قانوني در اسلام براي اجراي دستورات حکيمانه خداست که با فطرت انسان ها نيز سازگار است و به هيچ وجه قابل مقايسه با رفتارهاي خشن رضاخاني نيست. اسلام به هيچ وجهي اجازه ضرب و شتم و چماق کشي براي مقابله با بي حجابي نمي دهد و نظام اسلامي نيز تاکنون چنين برخوردي با کسي نکرده  است.

ج. چه کسي مي گويد که قانون کشف حجاب به خاطر اجباري بودن هيچ اثري نداشته؟! آري، ضرب و جرح رضاخاني نتوانست چادر را از سر خواص و خانواده هاي اصيل و نجيب بردارد ولي فساد و ابتذال در آن دوران آن قدر نهادينه شد که حتي پس از انقلاب نيز عده اي از زنان و روشنفکران در مقابل حکم حجاب مقاوت و تظاهرات مي کردند! و اکنون نيز جريان بي حجابي در برخي از زنان اين مرز و بوم ريشه در آن شجره خبيثه دارد و هنوز هم از خاستگاه شوم خود متأثر است. پس رضاخان توانست خوب هم توانست اگر چه ريشه دين در اين سرزمين به مراتب قوي تر از ترکيه و… بود و آتاترک راحت تر از رضاخان کمر عفت را در مملکت خود شکست.

همچنین ببینید

معرفی کتاب من زنده ام

انتشار به مناسبت سالروز بارگشت آزادگان به میهن وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *